محمد حسينى همدانى نجفى

58

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

ساحت كبريائى است كه آنان را به دوزخ افكند و عمل صادر از مسلمانان جنگ و به قتل رسانيدن بت پرستان است و همان قتل آنان به هلاكت افكندن ساحت كبريائى است كه آنان را بدوزخ افكند و عمل صادر از مسلمانان جنگ و بقتل رسانيدن بت پرستان است و همان قتل نيز قائم و مستند بساحت كبريائى است از لحاظ اينكه قتل آنان همان اجراى عقوبت و به هلاكت افكندن و به خون كشيدن مشركان خواهد بود كه حق تعالى در اثر عمل مسلمانان بر كفار اجراء خواهد فرمود و آنان را به خون خواهد كشيد . قوله ( ع ) و لكن منزلة بينهما فيها الحق التى بينهما لا يعلمها الا العالم او من علمها اياه العالم : بيان تفسير جمله ( لا جبر و لا قدر ) است كه امام عليه السّلام در پاسخ فرموده است بلكه مرتبه‌اى است ميان آن دو يعنى نه جبر است و نه تفويض محض بلكه حق ميان آن دو و وسط حقيقى است ميان آن دو و در نتيجه غير اين صورت دو طرف ديگر باطل و افراط و تفريط خواهد بود و فهم و احاطه به اين حقيقت بقدرى دقيق و مرموز است كه جز از غير طريق اهل عصمت كه عالم باللَّه هستند ميسر نخواهد بود . قول امام صادق عليه السّلام ( لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين ) تصريح به آنست كه فعل صادر از بشر وابسته به دو نيرو مىباشد نه جبر است كه فقط مستند بساحت قدس باشد و فاعل هيچ گونه تأثيرى نداشته باشد كه بر خلاف ضرورت و وجدان است كه به مباشرت او فعل صورت گرفته است و نيز بطور تفويض نيست كه عنان اختيار بشر به خود او واگذارده شده باشد و ساحت قدس كبريائى كناره‌گيرى نموده هر چه در دنيا بشر انجام دهد بقدرت استقلالى خود او باشد و ساحت قدس تأثيرى نداشته باشد . اين نيز بر خلاف اصول توحيد است زيرا بشرى كه هر لحظه براى ادامه حيات و قدرت و توان خود نيازمند بفيض وجود از ناحيه آفريدگار است چگونه در آثار و حركات خود استقلال خواهد داشت بالاخره موجودى كه ربط محض